اولین وب سایت رسمی خوانندگان نیشابور: تالار گفتمان

 
سایت موسیقی نیشابور :: نمايش موضوعات - دخترها پله پله دوست پسرشون رو آپ دیت می کنن!

دخترها پله پله دوست پسرشون رو آپ دیت می کنن!

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع    

   سایت موسیقی نیشابور صفحه اول انجمن -> بحث های آزاد

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

david
مدیر انجمن
مدیر انجمن

وضعيت: آفلاين
9 آبان ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 25
امتياز: 0
تشکر کرده: 0
تشکر شده 2 بار در 2 پست

محل سكونت: نیشابور

ارسالارسال شده در: چهارشنبه، 29 آبان ماه ، 1387 01:07:51    موضوع مطلب: دخترها پله پله دوست پسرشون رو آپ دیت می پاسخ همراه با اعلان

مٍهراد یک بار عاشق شده ، سه بار خود کشی کرده و دیگر یادش نمی آید با چند تا دختر رابطه داشته است. حالا به گفته خودش به مرحله روسپی گری عاطفی رسیده

روسپی عاطفی را این طور معنی می کند که دیگر برایش فرق نمی کند چه کسی را چطور و چه مدت دوست داشته باشد ، بعضی ها بدنشان را به پشیزی عرضه می کنند و من عاطفه ام را ، بعد تر می گوید : در واقع من این مرحله را رد کرده ام و حالا کسی را می خواهم که واقعا دوستش داشته باشم، کسی که مطمئن باشم اون هم دوستم داره .

آخرهای گفتگویم با مهراد دیگر برایم مثل سریال های تکراری می ماند، با خیلی ها که صحبت کرده ام این حرف ها را شنیده ام، برای همین این جا صحبت های مهراد را به عنوان نماینده یک قشر کثیر می نویسم، البته از طرف پسرها.

مهراد خوش تیپ، خوش هیکل و خوش لباس است و یک گلف 92 مشکی دارد که به قول خودش یک زمانی خیلی دختر کٌش بوده .



از خودش می خواهم مهراد را از اول تا حالا برایم تعریف کند و او هم از عشق اولش شروع میکند، ندا ؛ همان دختری که 3بار برایش خودکشی کرده بوده.



تو یه پارتی با هم آشنا شده بودن ، اون موقع مهراد 17 سالش بود و ندا یک سال از اون بزرگ تر بوده. شب که از پارتی برگشته خونه دیده موبایلش زنگ می زنه، وقتی می فهمه همون دختری که تو پارتی چشمش دنبالش بوده انگار دنیا رو بهش داده باشن ، تا نزدیکای صبح با هم تلفنی حرف می زنن، چند دقیقه بعد از اینکه تلفن قطع می شه، مامان مهراد می آد تو اتاقش و میگه که داداشت تصادف کرده و مرده [...] مهراد میگه تنها چیزی که تو ذهنم اومد اینه که خدا برادرم را ازم گرفته و ندا رو بهم داده [...]



سال دوم از چهارسال رفاقتشان که با رضایت و اطلاع خانواده هایشان بوده به خواستگاری رسمی می روند و مادر ندا می گوید که باید مهراد درسش را تمام کند و بعد در مورد ازدواج صحبت کنند. پس موضوع ازدواج به بعد موکول می شود و در این مدت دوستی صمیمانه شان ادامه داشته.



می گوید : آن موقع هنوز ماشین نداشتم ، هرروز بعد مدرسه با آژانس دنبالش میرفتم ، با هم ناهار می خوردیم و می رساندمش خانه ، گاهی گه بیرون می رفتیم، کافی شاپی ؛ رستورانی؛ جایی ، دوستم فرشاد هم با دوست دخترش می آمد .روز های زوج هم که از خانه می خواست برود کلاس یا آموزشگاه ، آژانس می گرفتم و می رفتم می رساندمش و منتظر می ماندمو بر می گرداندمش. زندگیم شده بود همین. دوستش داشتم و می دیدم که برایم می میرد و دوستم دارد [...]



بعد چهار سال عشق بازی ، یک روز خونه ی یکی از رفیق هایم بودم که بهم گفت دیشب فرشاد وقتی تو حال خودش نبود! گریه کرد و گفت من به مهراد خیانت کردم و با دوست دخترش تلفنی حرف زدم و قرار گذاشتیم و ... . همون موقع مهراد از خونه رفیقش که نزدیک اتوبانه می آد بیرون و می دو اٍ وسط اتوبان ، ترافیک و تصادف و رفیقاش که می آن و می گیرنش و می برنش خونه مانع می شن که خودکشی مهراد اتفاق بیفته. اون موقع و تو روز مهراد یکم آروم می شه اما همون شب توی اتاقش ، با تیغ [...]



رفیق های مهراد ماجرا را به گوش ندا می رسونن ، ندا هم چند روز بعد که میشه مهراد رو دید ، میره پیشش و گریه می کنه و می خواد که ببخشش ... .



مهراد می گه : اصلا باورم نمی شد با رفیقم دوست شده باشه ، می گه هنوز نفهمیدم چی کم داشت ، یا چی کم داشتم که من و دور زد .

ازش می پرسم فرشاد از تو خوش تیپ تر نبود ؟ خوشگل تر؟ پول دار تر؟ ...؟ می خنده و میگه نه (یه خنده ی تلخ ...)



بازم شروع می کنه: گریه کرد ، التماس کرد، قسم خورد ... دو ماه طول کشید تا ببخشمش

می پرسم چقدر طول کشید دوباره اعتماد کنی؟ می گه با کارایی که میکرد ... بعدٍ همون دو ماه . دوباره باورش کردم [...]



می پرسم : خوب؟ (انتظار دارم الان با هم ازدواج کرده باشن)

میگه شیش ماه بعد همون آش و همون کاسه ... تازه فهمیدم که قبلا هم با فرشاد رابطشان فقط در حد قرار و تلفن نبوده ! [...]



مهراد بعد از به هم زدن با ندا قید رابطه عاطفی با بقیه دختر ها را می زند و تا حالا رابطه اش با همه دختر ها درحد یکی دو شب با هم بودن و یکی دو مهمانی با هم رفتن بوده.



تعجب میکنم ، اون مهراد عاشق پیشه چطور تبدیل به همچین آدمی تبدیل شد؟ به مهرادی که حالا خودش هم می گوید بدش می آید از وضعیتش، اینکه نمی تواند به کسی دل ببندد و اینکه نمی تواند کسی را گیر بیاورد که بهش دل ببندد.

وقتی می پرسم چه چیزی عوض شده برایم از پدیده ای می گوید به اسم " آهن پرستی "

(به من می گوید حاجی)

حاجی دختر ها آهن پرست شده اند ، می گویم خوب یعنی چی؟

یعنی دیگه طرف مقابل براشون مهم نیست، نه قیافه پسر براشون مهمه ،نه تحصیلات ، نه قد ؛ نه هیکل . هیچی!



آدمی زاد جایی نداره حاجی ، فقط ماشینه که حرف میزنه .قدیم تر ها می گفتن دوست پسرم پراید داره؛ اشکال نداره چون می خواد بیاد بگیرم ، اما الان نه ، فقط دنبال ماشین هستن، جدید تر و گرون تر ! می پرسی در چه حد؟ در حد وزارت امورخارجه!! در این حد که من الان با گلف 92 اسپرت نمی تونم دوست دختر داشته باشم. چرا؟ چون دختره می گه پسرا که معلومه برا چی الان من و می خوان، اینا که می خوان بعد امشب مارو بپیچونن، بذار "بنز" و "بی ام و " ای باشن . البته تو ام اگه یکیشون رو بخوای قسم و آیه بخوری که نمی خوای سرکارش بذاری اون خودش دورت میزنه. حاجی دوست دخترت که از ماشین تو پیاده شد، تضمینی نیست سوار یه ماشین مدل بالاتر از ماشین تو نشه، (به یه ماشین مدل بالا اشاره می کنه و می گه) : حاجی اینارو می بینی، قاتل جونن ، ترمز بزنن امکان نداره دختر سوار نشه، حالا رانندش پیرمرد باشه ، هرچی ! برا دختره مهم نیست که، مهم براش اینه که اون شب تا خونه چهار نفر تو اون ماشین ببیننش، بعد هم اگه تونست، یارو رو نگه میداره که فردا و پس فرداش، چهار نفر دیگه هم ببیندش!



می پرسم دخترها از این رفاقت ها چی می خواهند؟ خیلی محکم می گوید: دخترا دیوونه ی ماشینن، ماشین و پول ، پول و ماشین.

می گویم آخرش که چی؟ می گوید : هیچی! دنبال سراب اند ، دوست دارن پله پله ورژن دوس پسرشون و ماشینش رو آپ دیت کنن، تا به خیال خودشون ، اون آخری که ماشینش از همه مدل بالاتره ، مایه دار تره رو دوست فابریک خودشون کنن، می دونن تهش چیزی نیست برا همین می خوان حداقل کیف ماشین رو بکنن. الان امکان نداره با یه دختر بتونی 2 ماه دوست بمونی، خودش میره.

الان دوستی های خیابونی آخرش 2 هفتس. ( باز هم به یک ماشین مدل بالا اشاره می کند که در کنار خیابان بایک دختر در حال حرف زدن است!!) حاجی می بینی؟ این ها نمی ذارن دوس دخترت برات بمونه، دختر باید خیلی دختر باشه تا به اینا پا نده. 90% درصد فاحشه ها رو این ها درست کردن ...

می گم لابد اونا بیشتر براشون مایه میذارن همه جوره! می گه نه! می گه البته دو حالت داره، این پیر مرد ها ، سن بالا ها خوب پول خرج می کنن مثل یه پیر مرده 55ساله که خودم میشناسم دوست دخترش 25 سالس ، اما جووناشون نه ، تو جوونا اونایی که ماشینشون مدل پایین تره مجبورن بیش تر خرج کنه تا جبران ماشین مدل پایینش هم بشه، برا این که بتونه دوس دخترش رو نگه داره ... .

مهراد می گوید اصلا حرفش نمی آید. می گوید باید آن شب که از جردن برگشته بودم و کلی حالم گفته بود می آمدی مصاحبه می گرفتی. قبول میکنم ، میروم سمت ماشینش که بردارد و با هم خداحافظی کنیم ، وقتی می رسیم و پیاده می شود می پرسم حالا چرا از جردن که آمدی حالت گرفته بود؟ می گوید : حاجی انقدر "پورش" و "فراری" و "لامبورگینی" ریخته بود که اصلا کسی ما رو نگاه نکرد! حالا برایت تعریف می کنم ... .


منبع :
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo

Mehrdad
مدیر سایت
مدیر سایت

وضعيت: آفلاين
8 مهر ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 175
امتياز: 0
تشکر کرده: 15
تشکر شده 25 بار در 24 پست

محل سكونت: نیشابور

ارسالارسال شده در: جمعه، 8 آذر ماه ، 1387 21:27:43    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

ممنون خیلی با حال بود
_________________
NeySong حامی موسیقی نیشابور

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال ايميل بازديد از سايت ارسال كننده مطلب شناسه Yahoo
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   

   سایت موسیقی نیشابور صفحه اول انجمن -> بحث های آزاد

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 2 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group


کلیه حقوق این سایت متعلق به NeySong می باشد و کپی برداری فقط با اجازه از مدیر مجاز هست
سایت خوانندگان نیشابور

Hosted By SavalanHosT

  

PHPNuke Farsi [MT Edition] Project By PHPNuke.ir